تبليغاتX
تنهای غریب - زاغ سیاه پوش
@@@این وبلاگ رابه تنها پناهم که @غریب@ تنهایش گذاشتم تقدیم میکنم@@@
زاغکی قالب پنیری دید

بردهن گرفت و زود پرید

بر درختی نشست درراهی

کزان می گذشت روباهی

روبه پر فریب و حیلت کار

رفت پای درخت و کرد آواز

گفت به به چقدر زیبایی

چه پری چه دمی عجب پای

گر خوش آواز بدی و خوش خوان

نبدی بهتر از تو در مرغان

پر و بالت سیاه رنگ است و قشنگ

نسیت رنگی بالاتر از سیاهی رنگ

زاغ آمد قار قار کند تا که آوازش آشکار کند

طعمه افتاد چون دهان بگشود

روبهک جست و طعمه را بربود

 

این آپ رو صرفا به خاطر داداش لوزا نوشتم

 

کی میدونه شاعرش کی بود اگه گفتی؟




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 23:52 توسط ..:: سجاد ::..

ضد حاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال
شب سیاه
.... بدون شرح....
آینه در اینه...
##××##ارغوان شاخه همخون جدا مانده من...##××##
به قول استاد
بدون شرح
زاغ سیاه پوش
نوروز
یه آپ متفاوت