دلتنگمو دیدارتو درمان من است ×× بی رنگ رخت زمانه زندان من است برهیچ دلی مباد و بر هیچ تنی ×× آنچه از غم هجران تو در جان من است ای عشق به خویشتن بلا خواستم ×× وانگه به آرزو تورا خواستم تفسیر مکن کتب دعا خواستن ×× تا خود به دعا بلا چرا خواستن در دیده به جای خواب آب است مرا ×× زیرا که به دیدنت شتاب است مرا گویند بخواب تا به خوابش بینی ×× ای بی خبران چه جای خواب است مرا عشق تو بلای دل درویش من است ×× بیگانه نمی شود مگر خویش من است گفتم سفری کنم زغم بگریزم ×× منزل منزل غم تو در پیش من است ای دوست قبولم کن و جانم بستان ×× مستم کن و از هردو جهانم بستان با هر چه دلم قرار گیر بی تو ×× آتش به من اندر زن و آن هم بستان (((((((((((((((((((()))))))))))))))))))))) مرا بر معبد چشمانت بیاویز که من غمگین معبدهای دردم
..::آمار بازديد::..
افراد آنلاين :
بازديدهای دوستان: